تبلیغات
بهترین عاشقان دنیا
بهترین عاشقان دنیا



ازدواج دو مزه ی زندگیت مبارک
سلام:

نمیدونم گلایه کنم یا خوشحال باشم نمیدونم حرفامو بزنم یا بریزم توی دلم...

چهار سال رو هرجور به رخ دنیا بکشم کمه.4 سال عاشقانه با هم بودیم و بدون هم زندگی رو مصدود میکردیم.خیلی 

خوب بود.خاطرات همیشه زنده میمونه.بعد از چهار سال به افتخار داشتن هانیه و عشقی که بهش داشتم سه سال 

شیدا شدم و در پی داشتنش تلاش کردم و میخواستم که بمونه و برسم بهش.به امیدش درس خوندم و به خاطرش

افکار و تعصبات مذهبیم رو با عقل حل کردم...7 سال

امروز دیگه واقعا نبودنش اذیتم کرد اونقدر که تصمیم گرفتم به هرکی میشد پیام بدم و از حالش باخبر بشم.به هرکی 

زنگ میزدم خاموش بود.بهناز...اسما...حبیحه و....اخر یه آتی که زنگ زدم دیدم روشن بود.خیلی خوشحال شدم.وقتی 

گفت علو مطمئن شدم خودشه گوشی رو قطع کردم بهش پیام دادم تا منو شناخت.ازش احوال هانیمو... هانیه رو 

پرسیدم گفت مگه خبر نداری ازدواج کرده؟؟؟

دیگه هیچی از پیامش رو ندیدم ...فقط گریه میکردم.

خوشحالم که بعد از سه سال تکلیفم معلوم شد.خوشحالم که بهم ثابت شد لیاقت هانیه رو ندارم.ولی میخوام بدونید

که توی این رابطه واسه همه چی مجبور شدم.مجبور بودم باهاش حرف نزنم مجبور بودم باهاش در ارتباط نباشم

مجبور بودم دلتنگ نشم مجبور بودم صبر کنم مجبور بودم تلاش کنم واسه شاید ها مجبور بودم ... حالا هم مجبورم این

دفتر رو ببندم و فقط یه هانیه ی خیالی واسه خودم داشته باشم و قبول کنم که نیست مجبورم بپذیرم دستاش رو کسه

دیگه لمس میکنه و اسم کسه دیگه روی لباشه.مجبورم درسم رو بدون اون و به امید نداشتن اون ادامه بدم چیزی که

به خاطر داشتن هانیه انگیزه داشت.شاید هیچ کس حس الان منو نفهمه حسی که فقط یه مرد میتونه سختیشو حس 

کنه.حسی که در اوج نیاز تنها باشی و وقتی روی پات میخوای وایسی پاهات بلرزه و اَمونتو ببُره و از شدت تنهایی داد 

بزنی خداااااااااااااااا...

نمیدونم بگم هانیه ی من  یا بگم هانیه ی خاطرات من هانیه ازدواج کرد.

نمیدونم اگه بگم خوشبخت بشی بهم میگن بی غیرتی یا میگن اگه دوسش داشت اینو نمیگفتی واسش تلاش میکردی 

یا حتی نمیدونم اگه حرف بدی بزنم بگن تو درک نداری یا هزار جور حرفی که ...اما اینبار با تمام وجود با تمام عشقی
 
که7 سال زنده نگهش داشتم با تمام خواستنی که از دلم بر میومد و با همه ی احساسی که داشتم برات دعا میکنم 

هرجای این کره ی خاکی که باشی خنده ی شادی روی لبات باشه و گوشه ی خاطراتت بگی یاد رضای کهنه هم بخیر 

و ازم به خوبی یاد کنی.میدونم خیلی سختی کشیدی توی رابطت با من میدونم خیلی اذیت شدی واسه بودن با من 

همه چی رو میدونم و میفهمم واسه همین ازت میخوام به لطف همه ی خوبیهات و خوشی های با هم و خنده های 

شیرینمون از بدی ها بگذری و میدونم توی این سه سال خیلی سختی کشیدی خیلی اذیت شدی توی مسائل مختلف 

ولی همیشه اینو از رضا ی روزگار تنهاییت داشته باش که سختی و دنیا به کسی رحم نمیکنه.تو رضا باش.

نمیدونی چقدر برام سخته کسی رو که تا همین الان واسه داشتنش امید داشتم رو از خاطرم بخوام حذف کنم و دست 

از داشتنت بکشم.

از همه ی کسایی که با ما بودن توی این داستان پر افت و خیز تشکر میکنم هم از طرف خودم و هم از طرف هانیه ی 

دیار خاطرات.امیدوارم که مارو ببخشند به خاطر همه چی.تمام تلاشم بر اینه که همه رو ببخشم و اینو به همه میگم که

شرایط رو واسه ی ما سخت کردن به خدا ی بزرگ میسپارمتون و امیدوارم ارامش زندگی بهتون رو کنه.دفتر داستان ما

بسته شد ولی عشق همیشه در برگ دنیا جاودانه باقی می مونه.هرچی که بود خوب و بد تموم شد از همه ی شما

میخوام مارو حلال کنید و از هانیه ی عزیزم میخوام منو حلال کنه.امیدوارم بدی هام دلیلی بر نبخشیدن ها نشه.

تغییر همیشه سخت بوده امیدوارم هیچ مردی این حس رو تجریه نکنه ...

از هرچی ترسیدیم سرمون اومد.کاش دنیا دوسمون داشت.

نمیخوام بیشتر از این اذیتت کنم امیدوارم هرجا که هستی با هرکی که هستی در اوج رفاه و لذت باشی و غم دنیا 

تلنگری به خنده هات نزنه.

تبریک میگم به خوشبخت ترین داماد دنیا که داشتن تو به منزله ی اعتبار لیاقتش شد.

و به خانواده هاتون که این شیرینیه کام بچه هاشون رو به ثمره ی دیدن گذاشتن و لذت بزرگی رو توی شما دیدن. 

و در اخر به هانیه ی عزیزم که هرچه بیشتر گذشت واسه فراموش کردنش رد پاش روی خاطرات زندگیم عمیق تر 

شد.امیدوارم در کمال ارامش و سربلندی زندگی رو به قله ی عزت برسونی.

مبارکت باشه گُلم...رضا باشید.




دلتنگی های: رضا، 
چهارشنبه 17 آبان 1391 توسط رضا و هانیه | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:224)      1   2   3   4   5   6   7   ...  


  • خانه

  • پستچی
    همرنگی با ما
    RSS
    ATOM
    رضا (134)
    هانیه (76)
    رضا و هانیه (6)
    رضا و هانیه
    آبان 1391
    تیر 1391
    خرداد 1390
    شهریور 1389
    مرداد 1389
    تیر 1389
    خرداد 1389
    اردیبهشت 1389
    فروردین 1389
    اسفند 1388
    بهمن 1388
    دی 1388
    ازدواج دو مزه ی زندگیت مبارک
    پاک تر از هر انچه پاک است
    خاتمه
    HR
    شنبه ی خونین من (1)
    شنبه ی خونین من (2)
    شنبه ی خونین من (3)
    شنبه ی خونین من (4)
    کسی اینجارو میخره؟تو هم غریبی مثه من
    تولد غریبت مبارک
    برای آنکه دلیلم را میداند
    امیدوارم براتون پیش نیاد
    دوست دارمش
    دوستت دارم رضا
    یه یه یه
    همه ی حرفای آخرمون
    من تنها شدم
    عاشقانه های عشقه من هانیه جون
    غم قطره*مرد تنها*
    همه ی دوستانمون
    رفتن دوستان
    به نظرتون رضا بیشتر هانیه رو دوست داره یا هانیه بیشتر رضا رو دوست داره؟











    سر زدن های امروز : عاشق
    سر زدن های دیروز : عاشق
    همه ی ملاقاتها : عاشق
    ملاقاتهای این ماه : عاشق
    ملاقاتهای ماه قبل : عاشق
    عاشقان : تنها
    همه ی دل نوشته ها: عدد
    آخرین پایبندی:
    آخرین دل تنگی :

    ابتدا نیت كنید سپس برای شادی روح حافظ و همه ی اسیران خاک سه صلوات بفرستید

    .::. حالا کلید فال را فشار دهید .::.

    برای گرفتن فال خود اینجا را كلیك كنید
    بی تو به سر نمی شود



    غم قطره*مرد تنها*

    غم قطره

    بی تو به سر نمیشود