بهترین عاشقان دنیا



دروی من و تو

تا گلی از سر ایوون تو پژمرد و فرو ریخت

شبنمی غمزده از گوشهُ چشمان من آویخت

دوری بین من و تو،دوری ماهی و دریاست

دوری بین من و تو دوری ماه و تماشاست





دلتنگی های: رضا، 
چهارشنبه 21 بهمن 1388 توسط رضا و هانیه | نظرات ()
راه چاره ای نداره
سلام:

ببین خوب گوشاتو باز کن ببین چی میگم.فکر نکن خیلی زرنگی یا خیلی میتونی کاری کنی.خیال

نکن اونقدر خنگ و بی ارزش هستم که بذارم خیال نکن میذارم این اصلا راهی نداره اصرار نکن

نمیذارم فکر نکن دست و پا چلفتی هستم هیچ راه چاره ای نداره که من ازت بگذرم نه اصرار نکن

راهی نداره ویلم کن بینم دلم نمیخاد جدا شم ازت اقا جان حرف زور میزنم؟مالکم دوست ندارم

جداشم به تو چه؟چی؟نه دوباره بگو؟چی گفتی؟من باید هرچی رو قبول کنم؟مگه من ادم اهنیم؟برو

بینم سرتو میزنم توی مشتاتا!!!هی هی الهی فدات بشم خوبی قربونت برم؟

خوشحالم که ماله خودمی.خوشحالم که جز تو به هیچ کس تمایلی ندارم حتی اگه دنیا رو به پام

بریزن اسم هانیه یه لحظه از ذهنم بیرون نمیره فقط تو هستیه من.هانیه یعنی زندگی هانیه یعنی

تمام عمر هانیه یعنی زیبایی هانیه یعنی بهترین نعمت الهی هانیه یعنی فرشته ی ناز گرونه زندگیه

پر ابهامه رضای مجنون هانیه یعنی دوست داشتن هانیه یعنی فارق شدن از تعلقات و راضی بودن

مالک شدن شادی ها برای هانی.عاشقم عاشق.عاشق تنها رویای شیرین و زیبای هستی و زندگیه

من.عاشق لیلای دیار مجنونم.عاشق هانیه ی زندگی بخش رضا هستم.خیلی دوستت دارم هانیه

من.و به جرات میگم یه لحظه بدون تو بودن یعنی یه عمر در پی هم مرگ و مرگ و مرگ.

دوستت دارم عزیزم




دلتنگی های: رضا، 
دوشنبه 19 بهمن 1388 توسط رضا و هانیه | نظرات ()
ما باهمیم

سلام عزیزم

رضا به نظر من این مسئله باعث شد بیشتر به هم نزدیك بشیم و بیشتر قدر همو بدونیم

رضای عزیزم متنی آماده نكردم كه بنویسم اما خوشحالم كه بهم اعتماد داری نمی ذارم دلت بشكنه

خدا كمكم كنه ...

رضای عزیزم خیلی دوستت دارم ...

من بهت نیاز دارم ، ما با همیم ...

قول می دم بیشتر بنویسم ...

خیلی دوستت دارم ، ما با همیم و با هم مشكلاتمون رو حل می كنیم ، خیلی خوشحالم كه ازم حمایتم می كنی

من خیالم از این بابت راحته تو تكیه گاهه محكم منی من بهت افتخار می كنم خیلی دوستت دارم عزیزم





دلتنگی های: هانیه، 
شنبه 17 بهمن 1388 توسط رضا و هانیه | نظرات ()
اخه چی بگم؟
سلام:

اخه من چی بگم تو ؟

از یه طرف منو به جوش میاری بعدم ارومم میکنی؟حقت هست یه گاز بگیرمت؟هانی من بدونه تو

میمیرم به خدا ارزش ادمای بیرونه رابطمون اونقدر نیست که بخایم به خاطرشون رابطمون رو

خراب کنیم.عزیزه دلم چون حرفامون رو زدیم زیاد چیزی نمیگم اما دوست ندارم دیگه تکرار شه

چون این اتفاقا باعث میشه ما از هم دور شیم و دشمن شاد بشیم.ما نمیخایم به خاطر یه ابله یا یکی

که نمیتونه ببینه ما با هم هستیم رابطمون به هم بخوره و همو ناراحت کنیم به خدا نمیدونی چه

بغضی توی صدامه به خاطر این چند مدت دیگه.خیلی دلم تنگه این روزا میشه و روزهای جدایی

هرکدوم دارن خداحافظی میکنن 365 روز توی جهنم زندگی کردیم  از هم خبر نداشتیم و از هم دور

بودیم واسه کسی که براش عادی باشه دوسال هم زیاد نیستاما واسه ما که عاشقانه همو میخایم یه

روز هم به خدا یه عمر میگذره باورت نمیشه صبح که از خواب بیدار میشم چقدر دوست دارم زودتر

شب شه و روز تموم شه تا به اسفند برسیم و و اونم تموم شه.دلم خیلی تنگت شده به خدا.واسه

اون چشمای نازت که منو از روزی که دیدمشون دیونه کردن و الان چقدر وقته بی من رنگای دنیا

رو یکی یکی میگردن.من تورو خیلی دوست دارم به خدا به همه ی مقدسات عالم تورو با تمام

دخترای دنیا و با تمام خوبی های دنیا عوض نمیکنم.یادت باشه این سه سال چجوری بهمون گذشت

با تمام سختی هایی که داشتیم اما یه لحضه از هم دلخور نبودیم و از هم بدمون نیومد.نمیدونم چی

بگم که لایق این احساس باشه اما دلم نمیخاد به این راحتی از بین بره.از نظر من ادمای خدا ارزش

اینو ندارن که بخان عشق مارو خراب کنن.بذار ابهت عشقمون اگه میخاد خراب شه با یه چیزه

بزرگ خراب شه نه یه چیه علکی و بی ارزش.با تمام وجودم بهت میگم دوستت دارم دوستت دارم

دوستت دارم.

شادی تو نفسهای منه نذار بمیرم.

مواظب خودت باش عشقم.




دلتنگی های: رضا، 
شنبه 17 بهمن 1388 توسط رضا و هانیه | نظرات ()
محکم باش عزیزه دلم
سلام:

عزیزم محکم واسه چیزی که میخای وایسا اگه اینجوری بخای بی ثبات بشی درمورد منم اینجوری

میشیا.من مطمئنم تو خلاقیتت خوبه هم استعدادشو داری هم میدونی چیکار کنی.خیالت راحت باشه

تو چون کارهای ظریف میکنی خلاقیت تجسمی و فکریت هم خوبه و میدونم توی کارات سلیقه واقعا

خوبی داری.از چیزایی که برام فرستادی میدونم اخه فسقلی جون.محکم و با اراده واسه اون چیزی

که میخای تلاش کن.نگران هیچی هم نباش من همه جوره باهاتم و نمیذارم تکیه گاهت خالی

بشه.من توی دنیا یه هانیه دارم و واس همه کار میکنم.نمیذارم از تصمیمایی که میگیری پشیمون

بشی  اینو واقعا مطمئنم که تو توی هنر واقعا موفقی.عزیزم یه کم به مثبت ها فکر کن نفسم نمیذارم

تنها بمونی گلم.درمورد مسافرت هم یه کم دیگه صبر کنی حتما اتفاق میوفته.مطمئنم اما اگه

موقعیتشم پیش بیاد نمیذارم تنها بری یا با خودم یا اگه تنها خواستی بری من

نمیذارم.مممممممممممممممم


الهی فدات بشم میدونم مشکلاتی که روی تو هست سنگین تر هست چون دختری و احساسی که تو

داری واقعا خاص و ظریف هست و به خاطر همین مشکلات بیشتر روت فشار میاره اما نگران

نباش درست میشه مطمئنم .الهی قربونت برم به اینده ی قشنگمون فکر کن.به خدا منم مثه تو شک

دارم به بعد از این یه سال اما از خدا و اما حسین خواستم که دیگه مشکلاتمون فقط به خودمون

مربوط شه خدا هوای مارو داره هانیه این بهت ثابت شده پس بدونه اینکه به سختی های بعد و اینده

فکر کنی به خدا بسپار و خوشحال باش.عزیزم به خدااینجوری غصه دار باشی من میمیرم.به خدا

عذاب میکشم.نذار اذیت شم.شادی تو مثه ارام بخشه واسه من


خیلی دوستت دارم تا همیشه تا زمانی که تاریخچه ی بشریت پا بر جاست






دلتنگی های: رضا، 
شنبه 10 بهمن 1388 توسط رضا و هانیه | نظرات ()
اجازه هست

سلام عزیز مهربون، اجازه هست بشم فدات؟

اجازه هست تو شعر من، اثر بذاره خنده هات؟

شب که می شه یواش یواش، با چشمک ستاره هاش

اجازه هست از آسمون، ستاره کش برم برات؟

 

اجازه هست بیای پیشم یه كم بگم دوست دارم؟

تو هم بگی دوسم داری بارون بشم دل ببارم

بریم تو باغ اطلسی بی رنج و درد بی كسی

بهت بگم اجازه هست گل روی موهات بذارم

 

اجازه هست خیال کنم، تا آخرش مال منی؟

خیال کنم دل منو، با رفتنت نمی شکنی؟

اجازه هست خیال کنم، بازم میای می بینمت؟

با اون چشای مهربون، دوباره چشمک می زنی؟

 

طپش طپش با چشمكت، غزل بگم برای تو

با اتكا به عشق تو، تو زندگی برم جلو؟

هر چی بگی نه نمی گم، جونم بخوای برات می دم

هر چی می خوای بهم بگو، فقط بهم نگو برو

 

اجازه هست بازم تو خواب، بوس بكارم كنج لبات

یه شعر تازه تر بگم، به یاد شرم گونه هات

نشونیتو بهم می دی؟ تا پنهون از چشم همه

ورق ورق نامه بدم بازم برات

 

همیشه مهربون من! نامه رسید به انتها

فقط یه چیز یادت باشه: بازم به خواب من بیا





دلتنگی های: رضا، 
شنبه 10 بهمن 1388 توسط رضا و هانیه | نظرات ()
هنر یا نه ؟

رضای خوبم سلام

رضایی از یه چیزی توی آینده خودم خیلی می ترسم

رضا درسته كه من رشته هنر رو انتخاب كردم و خیلی هم دوستش دارم اما همش نگرانم كه اگه اون خلاقیتی رو كه باید

به عنوان یك هنر مند داشته باشم در من وجود نداشته  باشه چی؟

اگه فقط علاقه باشه و استعدادش رو نداشته باشم چی ؟

من خیلی می ترسم هرچند كه توی آزمونهام درصده خلاقیت تصویری و تجسمیم از همه بالاتره اما من هنوز نگرانم ، من

عاشق رشته ای كه انتخاب كردم هستم اما اگه توش موفق نشم شكست خیلی سختی می خورم و كلی هم حرف پشت سرم

زده می شه...

وقتی فكر می كنم در آینده توی رشته مورد علاقم فعالیت می كنم توی اون همه رنگ و نقش بین اون همه ذوق و هنر و

سلیقه ، از خوشحالی قلقلكم میاد اما بازم نگرانم ...

رضایی نظر تو چیه ؟

كاش راهی بود تا من می تونستم میزان موفقیت یا خلاقیتم رو بفهمم...

من نمی خوام غیر از هنر وارد رشته ی دیگه ای بشم به معنای واقعی بهش علاقه دارم...

خدا كمكمون كنه ...

كاش تو پیشم بودی...

 

عزیزم نمی خوام نگرانت كنم اصلا این قصدو ندارم ولی این روزا اصلا وضع خوبی ندارم نه روحی نه جسمی دلم یه

مسافرت می خواد بدون مامانو بابام ، احساس می كنم واقعا به همچین سفری احتیاج دارم روحیه ام داغونه خسته شدم كاش

یه جوری خدا برام جورش كنه ، خیلی سختمه...

رضای من آینده نگرانم می كنه  و از طرفی خیلی مشتاقم كه زودتر از راه برسه حالم زیاد تعریفی نداره ، از زندگی

كردن فقط زنده بودنشو دارم ، احساس می كنم به یه تغییر وضعیت و روحیه ی شدید احتیاج دارم ...

می دونم كه حرفامو درك می كنی و اینو هم می دونم كه تو هم دقیقا مثل منی ، می دونم این شرایط داره  روی تو هم

فشار میاره و خیلی از این بابت ناراحتم ما داریم له می شیم رضا اما دلم خوشه كه باز هم باهمیم ...

رضا خسته ام خیلی خسته

رضای عزیزم قربونت برم واكسن یادت نره ها

راستی وقتی می زنی واكسنو بعدش درد داره مواظبه خودت باشی ها ...

جون هانیه یادت نره اگه یادت بره خیلی بد می شه ...

این واكسن سه مرحله اییه هر سه تا شو بزنی ها باشه آقایی؟

رضای من دوستت دارم

عزیزم دلم خیلی تنگته بدجوری تنگه ولی تا الان همچین احساسی نداشتم احساس می كنم بالهای عشقم باز شده حس می كنم

خیلی آزادانه دوستت دارم بدون رنگ و ریا

خیلی دوستت دارم

راستی آقاییه من عكسهات خیلی قشنگن واقعا نازن  واقعا بهت افتخار می كنم رضا من این همه تلاش تورو برای درست

انجام دادن كارها تحسین می كنم تو فوق العاده ای

اما من از قبل آرزوی یه عكس دیگه رو داشتم می شه لفطا زحمت اونو برام بكشی لفطا ......

هی ... هی ...

مرسیییییییییییییییییییی            البته ببخشید كه باعثه زحمتت می شم اگه اذیتت می كنه بی خیال می شم عزیزم

دلم نمی خواد جلوی درس خوندنتو بگیره فدات شم

 

در ضمن من كه این همه قابل تعریف نیستم آقایی تو خیلی نسبت به من لطف داری

 

مطمئن باش من هستم ، تو هم باش





دلتنگی های: هانیه، 
جمعه 9 بهمن 1388 توسط رضا و هانیه | نظرات ()
به چشات بارون نیاد
سلام:

هرچی فکر میکنم ببینم یه دلیل محکمه پسند بیارم که بتونم ازت جدا شم نمیتونم.فکر نکن همش

دارم به این فکر میکنم که ازت جدا شم.بعضی وقتا به این فکر میکنم که اگه بنا باشه از هم جدا

باشیم چه دلیلی میتونه مارو جدا کنه؟واقعا مغزم دیگه هیچ راهی رو نمیتونه بسنجه.با هر کسی

مقایست میکنم بهترینی.به خدا تعریف نمیکنم با هر دختری مقایست کردم یه ویزگیه خوب داشتی که

اون طرف ازش بی نصیب بود.نگو با دختره دیگه ای هستم میدونی که جز تو کسی توی زندگیم

نیست.تورو دوست دارم و تورو میخام و جز تو با هیچ کس دیگه نیستم.قبلا که به این محکمی با هم

باشیم اره بودم خودتم میدونی چجوری بودم یا نت بود یا همون خواهرایی که میگفتم یا همون

مزاحمایی که اذیتشون میکردم.هانی من نمیدونی چی بگم که تورو وصف کنه شاید اگر خدایی وجود

نداشت تورو خدا وصف میکردم.واقعا کسی هستی که میشه بهت تکیه کرد.شاید رویه کاری ها رو

کم بگیری اما واقعیت ها رو واقعا درک میکنی و نمیذاری خورد شم.اینو بارهای بار امتحان کردم

موقع شادی شادی و موقع غم همدرد.مطمئن باش جواب همه ی این محبت هاتو میدم.مطمئن باش

اگه خودم نون نخورم تورو راضی نگه میدارم حتی اگه به فلاکت افتاده باشم.هیچ کس مثل تو نیست

اینو کسی نمیتونه بفهمه مگر اینکه خوبیاتو  ببینه تو واقعا مهربون ترین دختره روی زمین

هستی.کسی هستی که من که یه مرد هستم واقعا تایید میکنم میشه بهت تکیه کرد.امیدوارم به حق

امام حسین خدا تورو ماله خودم کنه اما اگه زبونم لال زبونم لال  مرده باشم اون روز ماله کسه

دیگه بشی واقعا اون مرد از خوشبخت ترن مردان روزگاره تو فرشته ای هستی که باید کشف بشی.

هانی تورو خدا نگو دارم چرت و پرت میگم تو واقعا خوبی.تورو خدا یه کم خودتو دسته بالا بگیر

توی دنیا میشه گفت هیچ دلی صاف نیست.میشه گفت هیچ دلی بی کلک نیست میشه گفت کسی به

کسی رحم نمیکنه حتیپدر به پسر یا بر عکس یا حتی زن به شوهر یا برعکس یا مادر به دختر یا

برادر به خواهر یا  یا یا... ولی تو کسی هستی که سختیه خودت رو به راحتیه دیگری ترجیح میدی

به خاطر همه چی ازت ممنونم.مثه تو هیچ کس روی این دنیای بزرگ نیست.میدونی وقتی به دنیا

نگاه میکنم واقعا نا امید میشم که چقدر دنیای کثیفی هست ولی وقتی به تو فکر میکنم میبینم هنوز

هم اثاری از نور و روشنی توی همین دنیا کثیف هست.جز تو هیچ کس نمیتونه نتونسته و نخواهد

توانست منو نگه داره و قلب منو تسخیر کنه.توانایی که تو توی این موضوع داتی واقعا واسم حیرت

اور بود.من واقعا نمیدونم چجوری باید خدارو شکر کنم به خاطر این نعمت بزرگ تو واقعا

مهربونی.نمیدونم بابت این مهربونی خانوادت مقصرن یا خدای بالا سرمون.اما هرکی که هست

واقعا شاکرش هستم.خیلی دوستت دارم خیلی به خدا به جرات میگم که بدون تو میمیرم واقعا بدون

تو میمیرم.هیچ جوری نمیشه از دلم بیرون بری هرکاری که اتفاق میوفته نمیشه از دلم بیرون بری

حتی اخرت با اون عظمتش یه روز اتفاق میوفته اما ثبات تحکیم من و ت هیچ وقت از بین

نمیره.امیدوارم منو به خاطر همه بدیام ببخشی.خوبیای تو واقعا سرپوشی واسه این بدی ها

بود.واقعا دوستت دارم.




دلتنگی های: رضا، 
جمعه 9 بهمن 1388 توسط رضا و هانیه | نظرات ()
بهترینی برام
سلام:

خوبی؟

عزیزه دلم اینجوری نگو من فکر میکنم یه بد جنسه خودخواهم.یادته بهت گفتم توی بدترین چیزا هم

یه نکته مثبت هست؟حالا خب گوش کن عروسکه من.

اگه تو به اون نفر نظر دادی که اگه با رضا اشنا نمیشدم مهندسی قبول میشدم این حسن انتخاب

تورو میرسونه که آیندتو و پشتوانه ی مالیتو پشت پا بهش زدی و منو انتخاب کردی تا بهم ثابت کنی

هیچ چیزی جز من ارزش نداره برات.الهی من فدات بشم خودتو ناراحت نکن واسه این چیزا

اینجوری میکنی من میبینم تو غصه داری میمیرما الهی غصه هات بیاد واسه خودم.من هرکاری

میکنم تا تو موفق بشی و خنده از لبات برداشته نشه.مطمئن باش اگرم با من اشنا شدی کاره خدا

بوده و هرچی اون صلاح بدونه همون میشه.اگه قراره تو مهندسی قبول بشی و خدا اینو بخاد حتی با

من یا بی من هم این اتفاق برات میوفته.دیگه از این حرفا نزنی که فکر کنی من ناراحتم.اگه هم

ناراحت بودم فدای یه دونه از اون تارهای موی خوشکلت که دستام همیشه منتظرشون هستن.یه

چیزه دیگه من غلط میکنم از اعلا حضرتم سروره با افتخارم هانیه کبیرم ناراحت بشم.من جونمو

قربونیه تو بشه از ارزوهامه تا بتونم گردی از خاک پای تو باشم.تو بانوی همیشگی من هستی.نبینم

دلت گرفته باشه یا غمگین باشی فدای اون چشمای منتظرت بشم.فدای اون دلت بشم که حرفاشو

میگه بهم ازم معذرت خواهی نکن فکر میکنم کسی هستم.من فقط یه عاشق پیشه هستم که حاضرم

هرکاری کنم تا یه خنده روی لبای تو ببینم.خیلی دوستت دارم همه کسه من.بدون تو یه مرده ی بی

جون هستم که هیچی امید ندارم به زندگی.تو همه ی دنیا و اخرت منی.با تمام وجودم دوستت دارم





دلتنگی های: رضا، 
چهارشنبه 7 بهمن 1388 توسط رضا و هانیه | نظرات ()
من بهت نیاز دارم

اینبار دیگر غم و گریه سوی چشمانم را خواهد ربود

می دانم ستاره درخشش غصه را در دلم خواهد ستود

اینبار هم مهمان هر روزه ی دلم غم بود و غصه بود

دیگه حتی لالاییه یاسای باغچه بی تو خوابم نمی کنه

بی تو حتی دست خیس بارون مثل همیشه شادم نمی کنه

بی تو ماه من روز و روزگارم بی نوره

بی تو ای شوق من برای زندگی ، زندگیم بی شوقه ، بی شوره

ای سنگ صبور ، عشق راه دور

دوستت دارم

ای شكوه نور ، کوه پر غرور

دوستت دارم

دلم تنهاست تنهای تنها

بی تو چقدر تلخن این روزها چقدر سردن این شبها

چقدر خستست چقدر بی روح همون لبخندی که زندگی می داد

چقدر بیداد چقدر فریاد دل من باز مثل همیشه یه همزبون می خواد





دلتنگی های: هانیه، 
چهارشنبه 7 بهمن 1388 توسط رضا و هانیه | نظرات ()
معذرت خواهی

سلام

اومدم تا یه چیزی بگم

چند وقته پیش به یكی از دوستای نتیم گفتم اگه با رضا آشنا نمی شدم شاید مهندسی می خوندم بعد با خودم گفتم اگه رضا منظور حقیقیه

منو متوجه نشه خیلی ناراحت می شه از این حرفم و در این صورت بهش حق هم می دم

عزیز دلم رضای من منظورم از این حرف دقیقا جنبه مثبتش بود اگه با تو آشنا نمی شدم تنها و غمگین می موندم آشنایی با تو باعث

شد خودمو ، تواناییها و استعدادهامو بشناسم تو باعث شدی ، من تغییر كنم تو با مهربونی تمام نیازهای احساسیه منو بر طرف كردی

و این به قدری برای من ارزش داره كه زبونم نمی تونه اندازشو بگه ، تو با این كارت منو از آینده ای كه مطمئنا توش بدون تو  

خوشحال نبودم نجات دادی ، من مدیون تو هستم

من با تو رشد كردم هر روز و هر قدم با تو، من بیشتر رشد كردم و همه اینها به خاطر اعتمادی بود كه تو به من داشتی ،

من از زندگیی كه الان با تو دارم هزار برابر بیشتر از گذشته بدون تو راضیم به خدا قسم ، به همین بی قراری كه الان از عشقت

دارم قسم ...

من به خاطر تو الان این همه از زندگیم راضیم چون تو از من حمایت كردی و به این حرفم اهمیت دادی كه نمی خوام زندگی معمولی

داشته باشم هرچند كه هنوز هر دوتامون اول راهیم اما به خدا قسم رضا من عاشق زندگی با تو ام ، اصلا حاضر نیستم برگردم به

گذشته و اونو عوضش كنم چون تورو به دست آوردم كه این از هر چیزی با ارزش تره برام

 

رضای من به خدا اینا حرفای دلم بود و كاملا قبولشون دارم من دلم به تو خوشه با دنیا عوضت نمی كنم...

به خدا خیلی دوستت دارم ، اگه از اون حرفم ناراحت شدی ببخشید عزیزم به خدا من می خواستم رضایتم رو از این وضعیت بگم من اصلا از این بابت احساس بدی ندارم

رضا خیلی دوستت دارم به خدا راست می گم

رضا دلم خیلی تنگته خیلی خیلی

كاش زودتر تموم بشه ...

بازهم معذرت می خوام آقاییه پر افتخارم





دلتنگی های: هانیه، 
چهارشنبه 7 بهمن 1388 توسط رضا و هانیه | نظرات ()
سلامی بی سر اغاز
سلام:

خوبی عزیزه دلم؟

نمیدونم چی بگم.یه حس سنگینی دارم به خدا نمیدونم چرا باید اینجوری باشه قسمت ما؟دلم خیلی

برات تنگ شده.نمیدونم چیکار کنم یه ذره اروم شم؟طنین صدات داره دیونم میکنه یه لحظه از فکرت

بیرون نمیام.کاش حداقل خوابتو میدیدم اما نه اینجوری باز هم حصرتت میموند روی دلم.خدا جواب

این انتظارمونو بده.هانی دارم دیونه میشم به خدا دارم دیونه میشم من چیکار کنم بدونه تو؟به خدا

نمیدونم چیکار کنم بدونه تو.تو نباشی من چیکار کنم؟تورو خدا یه لحظه فکرشو کن من بدونه تو

چیکار کنم؟از هم جدامون کردن باعث شدن با هم اعوا کنیم باعث شدن از هم دور بشیم اما یه

لحظه هم از چشمم نیوفتادی.من چیکار کنم با این همه احساس توی این دنیا اگه تو نباشی با من.؟

کی میتونه بفهمه منو جز تو؟نمیدونم چرا ما باید این رنج رو تحمل کنیم؟
هرکی بیشتر گناه میکنه راحت تره.خوش تره.بیشتر باهاشن و دوسش دارن و ما که همو دوست

داریم نمیذارن اخه چرا؟بابا یکی یه زبونی بیاره که بتونه به مردم بفهمونه که دوست داشتن گناه

نداره.یه زبونی که بگه کسی که عاشقه عقل و دل و هوس و منطق و سیاست و زندگی حالیش

نمیشه.یکی بیاد بگه دو نفر که همو میخان باید بهشون فرصت داد.باید بهشون اعتماد کرد.چرا فکر

میکنن هوسه؟

این همه دختر و پسر توی دنیا هست اگه هوسه خوب با یکی دیگه.مگه چه فرقی میکنه؟یکی بیاد

بگه فرق هوس و عشق چیه.من هانیمو دوست دارم دوست دارم دوست دارم.سراغ هیچ کس جز

اونو نمیگیرم.هیچ کس رو جز اون نمیخام بذارین دستاشو بگیرم.بذارین شونه هاش واسه من

باشه.بذارین گرمای تنشو حس کنم.بذارین التهاب خنده هاش توی گوشه من باشه.

دلم لک زده براش.اخه چقدر دوری؟چقدر دوری؟توی سه سال فقط یه بار دیدن این انصافه؟انصافه

واسه کسی که همه ی زندگیش رو به نام عشقش زده حتی صداشو هم ازش دریغ کنن؟من هانیمو

میخام به خدا دارم دق میکنم اما هیچی نمیگم.به خدا دارم له میشم اما ساکت موندم.به خدا همه

غرورمو خورد کردم تا داشته باشم.به خدا دیگه تحملم تمومه اما بازم دارم میکشم.نمیدونم خدا چرا

ادمارو زجر میده؟این همه دنیا رو براشون سخت میکنه بعد کفرم نباید بگیم.شکرشو میکنم ناامیدم

نکرده اما تنها چیزی که به خودم سپرد تحملم بود و حتی ذره ای بهم کمک نکرد.کاش یه کم بیشتر

تحمل بهم میداد تا نخام از چیزای دیگم بگذرمو تحمل کنم.من عاشقتم هانیه عاشقتم.

یادته روزای اول ناراحت میشدی وقتی عاشق نبودم؟یادته چی بهت میگفتم؟میدونستم که تو صبر

میکنی تا من عاشق شم اما هیچ وقت فکر نمیکردم عاشقی اینجوری باشه.دیگه هیچی رو واسه

خودم نمیخام.زندگیم شده تو  وجودم شده تو خورد و خوراکم شده تو پناهم شده تو فکرم شده تو خیلی

دوستت دارم

من بی تو نمیتونم هانیه یه مردم اما نمیتونم  بدون تو.اگه همه ی دنیا رو هم بهم بدن فقط تورو

میخام به فلاکت زندگی میکنم اما تورو میخام.تورو فقط تو رو.

خدا کنه همیشه با من باشی و اگه قسمت هم نیستیم خدا بهم صبر بده و خیلی اروم چشممو از دنیا

ببنده.

مواظب خودت باش عشقه من . هر لحظه غمه تو جهنمه سالیانه هست واسه من.برام جهنم

نساز.خیلی دوستت دارم.منو به عاشقی قبول کن.




دلتنگی های: رضا، 
دوشنبه 5 بهمن 1388 توسط رضا و هانیه | نظرات ()
چشمای تو
یه شب خواب چشمامو بی خبر برد

به دنیایی از اینجا ساده تر برد

به دنیای گل و نور و ترانه

میون لحظه های عاشقانه

تو تنها دلخوشی تنها امیدی

تو حرفی که نمی گفتم شنیدی

تو با من بودی و من بی تو افسوس

تو خورشیدی و من دنبال فانوس

تو رقص ماه و خورشید و ستاره

خودم رویاتو می دیدم دوباره

میون خواب و بیداری نشستم

هنوزم پیش چشمای تو هستم




دلتنگی های: رضا، 
یکشنبه 4 بهمن 1388 توسط رضا و هانیه | نظرات ()
نفسم تویی
سلام:

گلم من هیچ کاری نکردم که بخای اینجوری تشکر کنی.وظیفه ی مرد بودنم رو

انجام دادم.عشقم به مشکل برخورد منم سعی کردم کمکش کنم.این تشکر

داره؟اگه داره پس من دیگه اسم عاشق رو نباید روم بذارن باید بهم بگن

دوست.من عاشقتم به خدا.

وای هانیه نمی دونی این چند مدت چجوری دلم هواتو کرده.کاش این چند روز

زودتر تموم شه.میمیرم به خدا تا اون موقع.دعا کن بتونم تحمل کنم.تو واقعا

بهترینی هانیه بهترین.هیچ کس رو مثه تو ندیدم با خشونتای من کنار بیاد با

مهربونیای بیجام با اعصاب خوردیام با خیلی چیزای بدی که یه زن رو از هر

نظری اذیت میکنه تو فقط تونسی سازگاری کنی.واقعا دوستت دارم.

دلم میخاد سرت روی شونه هام باشه اما حیف...سفره ی دلتو فقط پیش

خودم باز کن.دلم نمیخاد به هیچ کس جز من فکری کنی.درمورد واکسن هم

من از سن رد شده گلم.اما به خاطر تو هم که شده باشه چشم.

خیلی دوستت دارم به خدا بدجور دلم برات تنگ شده.واقعا دلم برات لک

زده.خیلی ...

خدارو شکر که این مشکلتم حل شده و به مشکله بزرگتری تبدیل نشد.هانی

جونم مواظب خودت باشی اون چیزایی رو هم که خواستم یادت نره و عکس

واسه وب یادت نره.

شام بخوری.مریض نشی مواظب خودتم باش.

واقعا دوستت دارم به خدا




دلتنگی های: رضا، 
یکشنبه 4 بهمن 1388 توسط رضا و هانیه | نظرات ()
دل تنگی

سلام

حرف جدیدی ندارم جز اینكه خیلی دلم تنگته...

چرا نیومدی عزیزم چیزی شده؟

بهم یه خبری بده نذار نگرانت بشم آقایی ...

رضا می خواستم ازت بپرسم جسارتا تو واكسن هپاتیت ب زدی عزیزم یا نه؟

اگه نزدی زودتر برو بزن قربونت برم تا عصبانی نشدم

هی ... هی ... شوخیدم

رضا دلت چه طوره ؟ تنگ شده یا نه ؟

خیلی دوستت دارم

بازم به خاطر همونی كه خودت می دونی ممنون تو خیلی خوبی عزیزم

رضایی مرسی مرسی مرسی مرسی اگه تو نبودی وااااااااااااااای چه افتضاحی میشد

تا تو هستی خیالم راحته

رضای من اول خدا بعدشم رضا ...

دوست دارم برام بنویسی

دوستت دارم آقایی خیلی به خدا

بدجوری دلم تنگته مثل همیشه داغونتم





دلتنگی های: هانیه، 
شنبه 3 بهمن 1388 توسط رضا و هانیه | نظرات ()
(تعداد کل صفحات:13)      1   2   3   4   5   6   7   ...  


  • خانه

  • پستچی
    همرنگی با ما
    RSS
    ATOM
    رضا (110)
    هانیه (61)
    رضا و هانیه (6)
    رضا و هانیه
    بهمن 1388
    دی 1388
    آذر 1388
    آبان 1388
    مهر 1388
    شهریور 1388
    مرداد 1388
    تیر 1388
    خرداد 1388
    اردیبهشت 1388
    فروردین 1388
    بهمن 1387
    دروی من و تو
    راه چاره ای نداره
    ما باهمیم
    اخه چی بگم؟
    محکم باش عزیزه دلم
    اجازه هست
    هنر یا نه ؟
    به چشات بارون نیاد
    بهترینی برام
    من بهت نیاز دارم
    معذرت خواهی
    سلامی بی سر اغاز
    چشمای تو
    نفسم تویی
    دل تنگی
    همه ی حرفای آخرمون
    خاطرات روزانه پری و آهنگهای درخواستی
    فریاد دردها
    دوستت دارم آرزو جان
    دلنوشته های یه عاشق
    عاشقانه های الهام و محسن
    دانلود جدیدترین نرم افزارها
    فرزند آدم
    شیك موزیك
    بیا vinezحال کن
    سنگ اسمانی
    همه ی دوستانمون
    رفتن دوستان
    به نظرتون رضا بیشتر هانیه رو دوست داره یا هانیه بیشتر رضا رو دوست داره؟











    سر زدن های امروز : عاشق
    سر زدن های دیروز : عاشق
    همه ی ملاقاتها : عاشق
    ملاقاتهای این ماه : عاشق
    ملاقاتهای ماه قبل : عاشق
    عاشقان : تنها
    همه ی دل نوشته ها: عدد
    آخرین پایبندی:
    آخرین دل تنگی :

    ابتدا نیت كنید سپس برای شادی روح حافظ و همه ی اسیران خاک سه صلوات بفرستید

    .::. حالا کلید فال را فشار دهید .::.

    برای گرفتن فال خود اینجا را كلیك كنید
    بی تو به سر نمی شود